با سلام خدمت دوستان عزیزم، باید به عرض برسانم که وبلاگ دیگری به مدیریت بنده و با عنوان (پیام آوران صلح و دوستی مهاباد) که متعلق به کانون دانشجویی هلال احمر دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد می باشد، با یاری خداوند متعال مقام سوم کشوری را در میان دانشگاهیان عضو هلال احمر سراسر کشور در مسابقه وبلاگ نویسی رقابت مهر ۸۸ به دست آورد،از راهنمایی های برخی از دوستان از جمله استاد شفیع بهرامیان (کارشناسی ارشد ارتباطات و جامعه شناسی) و سلیمان چینه ور (دبیر کانون دانشجویی هلال احمر دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد) تشکر می نمایم و این موفقیت را از جانب ایشان می دانم.
جهت مشاهده وبلاگ سوم کشور (پیام آوران صلح و دوستی مهاباد) اینجا کلیک نمایید. در ضمن می توانید جهت مشاهده خبر مربوط به این موفقیت در خبرگزاری آنا اینجا و برای مشاهده این خبر بر روی سایت روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد اینجا کلیک نمایید.
امیر پاکدل - مدیر وبلاگ های " دل نوشته های امیر پاکدل" و " پیام آوران صلح و دوستی مهاباد"
در طی چند سالی که در عرصه های مختلف فرهنگی فعالیت داشته ام همیشه به این موضوع فکر کرده و می کنم که وجدان یعنی چه؟ ... چرا بعضی های خود را خیلی با وجدان جلوه می دهند و دیگران را بی وجدان و بی چشم و رو خطاب می کنند؟ چرا بعضی ها به دلیل غرایض شخصی با دیگران لج می افتند؟ و آن ها را تهدید به ترور شخصیت در اینترنت و دنیای مجازی می کنند؟ چرا فکر نمی کنند که مرگی هم پی رو داریم و قیامتی؟!
با کمال شگفتی عنوان می دارم که من به خود افتخار می کنم که همیشه به فکر دیگران بوده ام.... تا آبرو و حیثیتشان را به باد ندهم ... و فقط به دلیل عنوان حقیقت محض .... نه چیز دیگر! مجبور بوده ام که برخی از مسایل را بازگو کنم، هر چند برای بعضی ها و اطرافیانشان و نوکر و نوچه هایشان خوش نیاید .... و این امر باعث شود تا بعضی ها ضمن بازی با آبروی افراد، به مراجعی شکایت کنند و بخواهند که وصله هایی بچسبانند ... و فقط خدا علیم و داناست و از نیات پلیدشان خبردار است و آن ها را نقش بر آب می کند.
خراب کردن و ترور شخصیت آسان است ولی ما در ازای آن همه بی حرمتی چیزی به آن ها نگفته ایم جز این که قضاوت با خوانندگان وبلاگ دل نوشته های امیر پاکدل است، اگر هم حرفی دارید بگویید ... بگویید ولی زیرآب نزنید.... خودتان می دانید که شما را می گویم که به نزد چه کسانی نرفتید ولی .... افسوس خوردید و حرص!!
و حالا هم روزهایتان همان کابوسی است که مدتی قبل در شب و در هنگام خواب می دیدید ... بیشتر از این حرفی ندارم چون نه اعتقاد من این اجازه را می دهد و نه حریم مقدس ارتباطات در جهان امروز مجال توهین به کسی را نمی دهد و فقط به این جمله بسنده می کنم که اگر خیلی کارتان درست بود که از صحنه به در نمی شدید!!
از دوست بسیار عزیز و بزرگواری که طرح مطالبات مردم کردستان ایران را در سفر آقای میر حسین موسوی به مهاباد همراه با سخنرانی آقای دکتر شیخ آقایی به صورت الکترونیکی برای من فرستاد تا در این جا به تمامی جهان مخابره گردد، سپاسگزارم. در ادامه طرح مطالبات مردم کردستان ایران خواهد آمد تا همگان بدانند که مردم کرد ایران علی رغم تلاش بعضی ها! برای نشان دادن چهره ی خشن از آنان دارای چه نیازمندی هایی برای رسیدن به یک جامعه ی اسلامی و مدنی می باشند:
به نام ایزد منان
جناب آقای مهندس میر حسین موسوی
کاندیدای محترم دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری و هیئت همراه گرامی
به سرزمین همیشه زنده کردستان خوش آمدید
سرزمین ما مهد تمدن چند هزار سالهایست که با اقوام لولوبی– کاسیان –سوباریها و حکومت 650 ساله گوتیان شروع و پس از حدود 150 سال حکومت پادشاهان مقتدر ماد در اوج عظمت و افتخار این میراث گرانبها به دست توانای کوروش کبیر همسایهی دیوار به دیوار سرزمینم سپرده شد، و خاندان هخامنش تا چندین قرن همچنان با افتخار خود را پادشاهان سرزمین ماد و پارس مینامیدند و افتخار میکردند که در هنگام مرگ نیز بنا به رسم آن دوران با جامههای فاخر مادی و سلاحها و زیور آلات مادی در آرامگاه ابدیشان بیارامند.
ما عضوی کوچک از این ملت بزرگ با تمدنی درخشانیم که امروز صاحب خانهی غریبی هستیم که دهها سال است در عمل تکرار میکنیم و در کلام فریاد که ما میهمان نیستیم و صاحب این خانه ایم.
ما نیز چون سایر اقوام و ملتها برای آبادانی این سرزمین خشت روی خشت گذاشتهایم و عرق جبین ریخته ایم و در دفاع از این مروز و بوم همچون برادران ترک و فارس و بلوچ و عرب خون دادهایم چه بسا به خاطر نزدیکی به خط اول تجاوزات دشمن خیلی هم بیشتر از دیگران از خود مایه گذاشته ایم اما به راستی چرا به جای برافراشتن نیزههای توهم تهدید تصور کردن اقوام و ملیتها، لوای درفش کاویانی تحکیم و اتحاد و همگرایی را به اهتزاز در نیاوریم؟
تجربه را تجربه کردن خطاست، ما حصل سالها تبعیض مذهبی، ملی، فرهنگی، تاریخی و سیاسی و اقتصادی اقوام مختلف از طرف حاکمان چه بوده است؟ چه دست آورد با ارزشی از این رفتار غیر دمکراتیک و غیر مدنی و غیر اسلامی کسب شده است که هنوز جریانات و ارادههایی اسرار بر ادامه آن دارند.
در کدام مقطع تاریخی این ملت نسبت به این سرزمین کم لطفی و نامهربانی و جفا کرده است؟ در کدام مقطع زمانی یک وجب خاک این مرز و بوم را به بیگانه و نامحرم دادهایم؟
در کجای تاریخ یک نمونه از بیمهری یا ظلم و یا خیانت از این ملت در حق سایر اقوام و ملل ثبت شده است؟ که امروز ما نامحرم، کم کفایت و غیر قابل اعتماد شدهایم که حق حضور، تصدی و یا قبول مسئولیتهای خاص را در نظام و ادارهی کشور نداریم. جایگاه این ملت کهن و عظیم با چند هزار سال سابقه تاریخی و به فرموده رهبران و سران نظام ملت هوشمند و فاضل و اندیشمند و نجیب در مدیریت کلان کشور کجاست؟ به راستی ما بر اساس کدام داده ها، واقعیتها و رفتارها مفهوم و معنای برادری و برابری و عدالت را به فرزندانمان یاد بدهیم و یا بقبولانیم؟
جناب مهندس موسوی؛
اگر مجال بیشتر بود صدها دلیل و سند ارائه مینمودیم تا به آنانی که به اتکای ساعتهای شماطهدارشان میخواهند آفتاب را انکار کنند ثابت کنم که ما چه ملت صلح طلب، متمدن و دمکراتی هستیم و تا چه اندازه به رعایت حقوق شهروندی و حقوق بشر و احترام به اقوام و ملتها معتقد هستیم اما تنها به یک سند تاریخی و مکتوب که در 64 سال قبل در اوج قدرت یک حکومت محلی در همین شهر که امروز مهمانش هستید صادر گردیده بسنده میکنیم و به قول معروف در خانه اگر کسی هست یک حرف بس است. متن سند بدین شرح است:
« به اطلاع عموم کلیمیان ساکن مهاباد میرسانیم که تحت نظارت اداره محترم فرهنگ و با کسب اجازه از مقامات عالی کردستان مدرسهای به نام مدرسه مختلط کردی و عبری می گشاییم لازم است از موعد این اطلاعیه کودکان خود را چه پسر و چه دختر به دفتر این مدرسه که روبروی امارت داود زاده است معرفی و به ثبت رسانند در غیر این صورت مجبور خواهیم شد به وسیله شهربانی احضار نماییم. مدیر و سرپرست مدرسه عبری داود زاده 1324»
ملاحظه میفرمایید این ملت چقدر بزگوار است که 64 سال قبل در آن دورانی که هنوز در تهران واژه های چون اقلیتها و ملیتها و حقوق بشر و دمکراسی در ابتدای راه بودند و تنها در محافل آکادمیک مطرح میشدند در این شهر برای تنها چند خانواده انگشت شمار پس از تاسیس سه واحد مدرسه به زبان کردی مدرسه چهارم به زبان عبری برای این چند خانواده کلیمی افتتاح میشود و ما امروز پس از دهها سال تلاش و ناکامی و گذر از رژیم پهلوی به دولت انقلابی و اسلامی که خود در پیروزی آن بیشترین سهم را داشتهایم هنوز نتوانستهایم برای فرزندان خود مجوز یادگیری زبان مادریشان را بگیریم یعنی در کسب این حداقلی و بدیهیترین خواسته خود نیز ناکام مانده ایم. نزدیک به یک قرن پیش ما در مورد اقلیت ها چگونه می اندیشیدیم و امروز مسئولین ما چگونه می اندیشند!
جناب آقای موسوی :
به نوبه خود از خوشحالی سر از پا نمیشناسم وقتی میبینم یک برادر آذریام قرار است انشاء الله قله پر افتخار ریاست جمهوری را فتح نماید و صد البته این واقعه را هم به فال نیک میگیریم و هم امید ما را در رسیدن به مطالباتمان دو چندان کرده است چون همدردیم و سالهاست در کنار هم سر و گرم روزگار را گذرانیدهایم اما اجازه دهید به شما حسادت بورزیم چون ما به عنوان شهروند کرد حق نزدیک شدن و چیدن این میوه ممنوعه را نداریم و بیش از یک قرن است که تنها ما مجاز به انتخاب کردن هستیم نه انتخاب شدن.
اگر انشاء الله پیروز رقابت شما باشید اولین سوال این مردم و اولین سوال بنده از شما این خواهد بود قانون اساسی جمهوری اسلامی چرا این حق را از ما دریغ کرده است؟
در پایان به رسم همه دورههای انتخابات ریاست جمهوری به عنوان فعالان سیاسی، فرهنگی، هنری و اجتماعی و اقتصادی مناطق کرد نشین این بار نیز دغدغهها، خواستهها و حداقلی از مطالباتمان را در محضر مردم قرائت و کتباً تقدیم مینماییم و امید آن داریم که انشاء الله این بار تفکری عادل، مترقی و بشر دوستانه را همسو و هم جهت با آنها بیابیم و همه با هم در جهت سربلندی ایران عزیزمان و تحقق حاکمیت اراده ملت گام برداریم.
1ـ فراهم کردن زمینهی اجرای اصل 15 قانون اساسی برای گنجاندن آموزش زبان کردی در مراکز آموزشی رسمی کشور و عندالزوم اقدام مجلس برای تخصیص بودجه و مکلف ساختن دولت به اجرای آن.
2ـ فراهم کردن زمینهی اجرای اصل 12 قانون اساسی در مورد آزادی کردهای اهل سنت در عمل به احکام مذهبی و عدم دخالت نهادها و افراد غیر سنی در امور مذهبی آنان به ویژه امور روحانیون و مساجد و مدارس علوم دینی.
3ـ سامان دهی مسائل سیاسی، امنیتی و اقتصادی مناطق مرزی کرد نشین به ویژه مبادلات اقتصادی و تلاش برای حذف دیدگاه امنیتی در این زمینه و حل مشکل قاچاق و ایجاد مناطق آزاد تجاری در مناطق مرزی کرد نشین.
4ـ ایجاد مکانیزم اجرایی برای جبران عقب ماندگیهای اقتصادی مناطق کرد نشین (نظیر اختصاص سالانه یک روز درآمد فروش نفت به استانهای محروم) و ایجاد زمینه کار و کاهش نرخ بیکاری در این مناطق با عنایت به اصل 48 قانون اساسی مبنی بر رفع تبعیض منطقهای.
5ـ حذف کامل موانع استخدامی و اصلاح نظام گزینش در مواردی که احراز پستهای رسمی برای هم میهنان کرد با موانع آشکار و پنهان مواجه هست.
6ـ رفع محدودیتهای موجود برای حضور شایستگان کرد در مجموعهی دستگاههای حکومتی به ویژه شکستن تابوی استفاده از کردهای اهل سنت در کابینه و وزارت خارجه.
7ـ بهره گیری از شایستگان کرد در پستهای مدیریت محلی از قبیل استاندارن و فرمانداران در مناطق مختلف کشور با تاکید بر بومی گزینی.
8ـ ایجاد زیر ساختهای اقتصادی و انجام پروژههای صنایع مادر و احداث کارخانه های صنعتی و تولیدی و اتمام پروژه های نیمه تمام از جمله پتروشیمی که متاسفانه با گذشت بیش از 5 سال تنها حدود 5 درصد پیشرفت فیزیکی داشته است.
9ـ برداشتن موانع چاپ و نشر مطبوعات و کتب و نشریات کردی و فراهم کردن تسهیلات لازم در این مورد و ایجاد یک مرکز مستقل برای حمایت از نویسندگان و ناشران کرد و اقدام عاجل برای رفع موانع انتشار نشریات محلی توقیف شده.
10ـ تهیه و تنظیم جرم سیاسی و تلاش در جهت اجرایی کردن واقعی آن به منظور رعایت حقوق زندانیان سیاسی به ویژه در مناطق کرد نشین.
11ـ ایجاد تسهیلات و فراهم کردن زمینه برای بازگشت هم میهنان کرد خارج از کشور و تامین و تضمین امنیت آنان صرف نظر از هر نوع گرایش، تفکر و اندیشه افراد.
12ـ ایجاد زمینه اجرایی در مورد اصول معطل مانده قانون اساسی که متضمن تامین حقوق شهروندی همه هم میهنان به ویژه اقلیتهای مذهبی و فراهم کردن فضای آزاد و مناسب برای فعالیتهای سیاسی در قالب احزاب و نهادهای مدنی.
13ـ حذف سیاستها و خط مشیهای که در هر زمینه نافی حفظ هویت کردهاست و تلاش برای حفظ حرمت و جایگاه آنها در سطح کشور به ویژه در رسانههای گروهی و صدا و سیما.
با تشکر فعالان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مناطق کرد نشین
«ششم خرداد 88»
دیدار مردم مهاباد با میر حسین موسوی کاندیدای ریاست جمهوری در روز چهارشنبه ۶ خردادماه جنب مسجد پاکنهاد شهرک کارمندان مهاباد و با حضور پر شور مردم منطقه و حضور خبرنگاران شبکه های خبر و خبرگزاری جمهوری اسلامی برگزار شد. مردم شهرهای جنوبی استان از جمله بوکان- سردشت- پیرانشهر- اشنویه- محمدیار و نقده هم به جایگاه آمده تا همراه با مردم مهاباد به استقبال ایشان بپردازند.
قبل از حضور آقای موسوی، 28 محور منشور حقوق شهروندی که توسط آقای موسوی ارائه شده است توسط مجری این برنامه (مناف ایران پناه) برای حضار قرائت شد. پس از آن در ساعت حدود 20/12 دقیقه کلیپ «یار دبستانی من» پخش شد که در این هنگام و با ورود اتوبوس سبز رنگ اصلاحات سبب شد تا مردم بیش از پیش به وجد آیند. پس از استقبال پرشور توسط مردم با شعار«موسوی.... موسوی حمایتت می کنیم» ایشان را تا جایگاه بدرقه کردند.
پس از پخش کلامی چند از قرآن مجید، آقای کتانی رییس ستاد انتخابات شهرستان مهاباد نکاتی را در مورد منشور حقوق شهروندی آقای موسوی یادآور شد و بر ضرورت حفظ محیط زیست و جلوگیری از نابودی دریاچه ی ارومیه تأکید کرد. همچنین در مورد تکمیل عملیات راه آهن و پتروشیمی مهاباد سخنرانی به عمل آمده و ابراز امیدواری شد تا با روی کار آمدن دولت آقای موسوی إن شاء ا... این مشکلات رفع گردند.
پس از ایشان یکی از روحانیون دینی مهاباد به سخنرانی پرداخته و از اجرا نشدن اصول قانون اساسی که حق مردم ایران است گله نموده و از بها ندادن مسئولان کشوری به مناطق کرد نشین ابراز نارضایتی کرد و گفت: «ما ملت کرد همیشه مرزبانانی امین برای نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده ایم، ما هیچ کسی را انقلابی تر و ایرانی تر از خود ندیده ایم ولی مسئولان ما را میهمان قلمداد می کنند در صورتی که ما خون ها داده ایم و خود را صاحب ایران می دانیم پس چرا این همه تبعیض؟ پس چرا این همه بی توجهی؟ چرا کودکان ما باید قبل از یادگیری زبان مادری باید زبان فارسی را بیاموزند؟ چرا در سطح دانشگاه ها با توجه به اصل 12 و 15 قانون اساسی با زبان و گویش کردی درس خوانده و نوشته نخواهد شد؟ چرا صدا و سیمای مهاباد باید فقط فرهنگ شیعه را توسعه دهد و حتی از سر دادن اذان به شیوه ی اهل سنت در صدا و سیما جلوگیری می شود؟ ما در زمان رژیم منحوس پهلوی که این حق ها را داشتیم ولی باز هم با وجود این خود را ایرانی می دانیم و به آن افتخار می کنیم»؛ دوربین های تلویزیونی در این هنگام شاهد حمایت مردم از سخنان وی بودند.
پس از آن آقای دکتر شیخ آقایی نیز بیانیه ای را از طرف فرهنگیان ارائه کرده و سخنانی را ایراد کرد وگفت: «ما در 64 سال قبل و در زمانی که هنوز حقوق شهروندی در تهران امری نوپا بود، توسط دولت آن وقت مهاباد 3 دبستان به زبان کردی افتتاح شده بود، برای افتتاح چهارمین مدرسه نامه ای به این شرح به کلیمی های شهرستان مهاباد فرستاده شد: ( به تمام کلیمیان مهاباد، از این پس مدرسه ای افتتاح خواهد شد که به زبان های کردی و عبری تدریس خواهد شد و شما باید کودکان خود را به مدرسه بفرستید، در غیر این صورت توسط شهربانی اقدام خواهد شد.) ولی اکنون با توجه به انقلاب 30 ساله ی مردم ایران هنوز اصل 15 قانون اساسی اعمال نشده و مردم قومیت های کردستان از این حقوق خود محروم مانده اند.»
همچنین دکتر شیخ آقایی در بخش دیگری از سخنان خود خاطر نشان کرد: « جناب آقای موسوی، بگذارید تا قوم کرد به شما حسادت کنند چون ما 30 سال است که از حقوق مسلم خود در معرفی کاندیدا برای ریاست جمهوری محرومیم و حق نزدیک شدن به این میوه ی ممنوعه را نداریم ولی شما به عنوان برادر و دوست آذری زبانم اکنون در آستانه ی انتخاب برای ریاست جمهوری قرار دارید. آقای موسوی، چرا ما باید از حضور در عرصه های مهم از جمله داشتن کرد در کابینه و در میان وزیران محروم باشیم؟ باید زمینه ای فراهم شود تا ایرانیان کرد مقیم خارج بدون در نظر گرفتن گرایش آنان و بدون هیچ مشکلی به ایران بازگردند»
دکتر شیخ آقایی در پایان سخنانش به مهندس میر حسین موسوی گفت: « هنگامی که شما با رأی ما به عنوان رییس جمهور انتخاب شوید اولین سؤال من و مردم کردستان این خواهد بود که جایگاه مردم کردستان در کجاست و مردم کرد چه نقشی را در دولت شما عهده دار خواهند بود؟»
در پایان آقای میر حسین موسوی با شعار مردم مبنی بر حمایت مردم کرد از ایشان سخنرانی خود را به شرح زیر آغاز کرد: « بنده افتخار می کنم که در مهاباد هستم، مهاباد شهر فرهنگ- سیاست و اندیشمندان بزرگ است. بنده اعتقاد دارم که ایرانی ترین ایرانی ها کردها هستند و این مورد حتی در کتب اساطیری نیز آمده است. در وحدت ملی، وضعیت سیاسی و اصالت کرد و کردستان ابهامی وجود ندارد ما باید تلاش کنیم که دید مثبت و تفاهم و وحدت گسترش پیدا کند تا زمینه برای اصلاح قانون اساسی فراهم شود.»
میر حسین موسوی با خواندن یک بیت شعر از اشعار استاد هیمن، شاعر نامدار مهابادی که با زبان کردی و گویش سورانی خواند مردم را به وجد آورد. ( چون بژی شه رته نه وه ک که م بژی)
ایشان همچنین سخنانش را این گونه ادامه داد: « بزرگ ترین سرمایه ها در این منطقه قرار دارد و بیش ترین گنجینه ها از این منطقه ثبت شده است، ما مجبوریم که برگردیم و نگاهی برای دوباره زیستن به وجود بیاوریم که همه قوم ها را در کنار هم قرار دهیم؛ باید نگاه امنیتی را کنار بگذاریم حتی در بُعد سیاسی. سر نوشت ایران فقیر بودن نیست... سرنوشت کردستان فقر نیست... سرنوشت آذربایجان و ... فقر نیست اگر فقری در جامعه وجود دارد ناشی از مدیریت نادرست ماست که باید هر چه سریع تر این مشکلات برطرف گردند.»
میر حسین موسوی خاطر نشان کرد: « دولتی وقتی قول می دهد که پتروشیمی ایجاد کند و اقداماتی در این زمینه انجام می دهد باید توسط دولت بعد حمایت شود، نباید به دلیل وجود مشکلات دولت ها این وعده ها و قول ها به دست فراموشی سپرده شوند. نکته ای را در تبریز و ارومیه گفتم اینجا هم می گویم، در گذشته، کشور در راه ترانزیت کالاهای اروپایی به آسیایی و همسایگان ایران بود ولی در سال های اخیر این مسأله دگرگون شده است. اگر ما از موقعیت ها و توانایی هایمان درست استفاده کنیم، صنعت توریسم را گسترش داده ایم و اگر از توانایی هایمان استفاده ی منفی کنیم باعث رشد قاچاق می شویم. پیداست اگر نگاه تفرقه زدایی داشته باشیم می توانیم طرح های بسیار بزرگ تری را نه در سطح شهرستان و استان، بلکه در سطح ملی داشته باشیم.»
موسوی همچنین عنوان کرد: «متأسفانه دولت در جلسات استانی به چیزهای کم اهمیت می پردازد و کاری در جهت پیگیری و رسیدگی به کارهای مهم و بزرگ انجام نمی دهد، ما باید دنبال طرح هایی باشیم که کشور ما را در سطح جهانی زیر و رو کند. ما خیلی کمبود داریم، ایجاد پتروشیمی و ساختن چند ساختمان مشکل ایران و منطقه را حل نمی کند، البته من برای این که طرح هایم سلیقه ای نشود و خودم تصمیم نگیرم باید این اقدامات را با کارشناسان بررسی کنم ولی مسأله ی توسعه ی مناطق کرد، مناطق شرق و جنوب در دستور کار و طرح های ما قرار دارد.»
موسوی در مورد مسأله ی کردستان و نشریات توقیف شده گفت: « من با مجلات و خواندن و نوشتن مردم منطقه به زبان کردی تفاهم کامل دارم، ما نباید ترسی از نشریات و کتاب داشته باشیم چون این موضوع نه تنها به نفع کردستان که در نهایت به نفع ایران خواهد بود.»
ایشان در مورد قانون اساسی و مشکلات آن گفت: «اگر بتوانم رییس جمهور شوم، کار من بردن لایحه ای به مجلس است که نقش مهمی در امنیت، سلامت، آموزش و پرورش و ... ایفا کند. دوستان کرد ما طوری صحبت می کنند که گویی با انتخاب شدن و رییس جمهور شدن می توان مشکلات را به آسانی حل و فصل کرد.... کشور ساختار پیچیده ای دارد ... البته این راهم قبول دارم که فضای مهاباد نسبت به 4 سال قبل و دولت آقای خاتمی تغییر کرده است ... اگر طرح های بزرگی وجود داشته باشد( البته در حد و اندازه ی ریاست جمهوری) آن ها را انجام می دهم ولی من تعهد چندانی به شما نخواهم داد چون من حرفی که بزنم به آن عمل خواهم کرد، من قصد فریب مردم را ندارم. ... ولی تلاش خود را برای اجرای کامل قانون اسای خواهم کرد.» که با این سخنان مردم آقای موسوی را به شدت تشویق کردند.
میر حسین موسوی در ادامه گفت: «نگاه امنیتی نسبت به برخی از نقاط کشور را از بین خواهم برد چرا که بر وضعیت اقتصادی این مناطق نیز تأثیر گذاشته است. من رسماً اعلام می کنم که در صورت انتخاب و رسیدن به ریاست جمهوری معاونتی برای حقوق شهروندی تأسیس خواهم کرد ... این صحبت های تند و تیز شما مردم کردستان می تواندد به ما هشدار داده و ایجاد ظرفیت نماید.»
در پایان سخنرانی میر حسین موسوی گفت: «بژی کرد و کردستان ایران ، این به راستی اعتقاد ویژه ی من است از زمانی که در زمان تحصیل کتاب آقای یاسمی را درباره ی کردستان خواندم».
پس از پایان سخنرانی آقای میرحسین موسوی یکی از حضار با صدای بلند گفت: آقای موسوی! این آخرین بار است که من رأی خواهم داد و به شما هم رأی خواهم داد ولی شما بفرمایید که سهم من به عنوان یک کرد که به شما رأی می دهد چه خواهد بود؟ که آقای موسوی پاسخ دادند: من تازه با مردانی فهیم همانند آقای صمدی (فرماندار قبلی مهاباد) آشنا شده ام و می دانم که مردم کرد قومی آگاه و فهیمند؛ حتماً از آنان در دولت خود استفاده خواهم کرد.
همزمان با پایین آمدن میر حسین موسوی از جایگاه سرود (یار دبستانی من) پخش شد و مردم با خلق صحنه های پر شکوه میر حسین موسوی را تا اتوبوس سبز رنگ اصلاحات بدرقه کردند و برایش دست تکان دادند و با دلی پر امید اتوبوس سبز رنگ را تا جایی که از دید مردم محو گشت دنبال کردند. (ساعت در هنگام رفتن آقای موسوی از جایگاه 14 بعداز ظهر را نشان می داد.)
لینک گزارش تصویری استقبال مردم مهاباد از موسوی به نقل از سایت های دیگر
یکی از دوستانم در افغانستان خواستار تبلیغات برای کاندیدای مورد علاقه اش شده بود ... من هم به عنوان یک بلاگر جوان آن را با کمال میل پذیرفتم! چون کارم تنویر افکار عمومی است چه در ایران باشد و چه در افغانستان و یا .... به هر حال پیام دوست عزیز من به شرح زیر است:
من اگر برخیزم ... تو اگر برخیزی ... همه برمیخیزند ... من اگر بنشینم ... تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد ؟
چه کسی با دشمن بستیزد؟ چه کسی پنجه در پنجه هر دشمن دون آویزد.
غفلت در ارائه ی اخبار و اطلاعات مهم در آستانه ی روز جهانی روابط عمومی و ارتباطات؟!
طی حکمی از دکتر جاسبی دکتر صلاح خان احمد زاده به سمت رییس جدید واحد مهاباد منصوب شد
به گزارش پارسیان نیوز مراسم تودیع و معارفه رییس واحد دانشگاه آزاد اسلامی با حضور دکتر بهروز صالح پور دبیر منطقه دو دانشگاه ازاد اسلامی برگزار شد. در این مراسم از زحمات دکتر عادل صلواتی تقدیر شد و دکتر صلاح خان احمد زاده به سمت رییس جدید واحد مهاباد منصوب شد. با گذشت بیش از 24 ساعت از برگزاری مراسم تودیع و معارفه رییس واحد جدید مهاباد، فرید الدین صدقی مدیر ناموفق روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی مهاباد در خواب خرگوشی بسر برده و تاکنون نسبت به درج خبر انتصاب رییس جدید واحد مهاباد در سایت دانشگاه آزاد اسلامی مهاباد اقدامی صورت نداده است و از انعکاس خبر رییس جدید واحد خودداری کرده است.
http://www.iau-mahabad.ac.ir آدرس سایت دانشگاه آزاد اسلامی مهاباد لازم به ذکر که بیش از دو ماه است که سایت دانشگاه ازاد اسلامی مهاباد بروز نشده است.
(بازتاب آنلاین)
این نکته راهم از یک ناشناس داشته باشید که در زمان ریاست قبلی دانشگاه (دکتر صلواتی)، فرید الدین صدقی نصف قدرت را در اختیار خود گرفته بود!! برای دانلود عکس مدیر خوش تیپ روابط عمومی اینجا کلیک کنید.
جهت لینک به خبر مربوط می توانید کلیک نمایید.
پارسیان نیوز : دکتر عادل صلواتی که در تاریخ 07/05/86 به عنوان رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد منصوب شده است از سوی دکتر جاسبی رییس دانشگاه آزاد کشور برکنار گردید و دکتر صلاح خان احمد زاده به سمت رییس جدید دانشگاه آزاد واحد مهاباد منصوب شد.یک منبع نزدیک به دکتر جاسبی در گفتگو با پارسیان نیوز برکناری عادل صلواتی را تایید کرد .لازم به ذکر است که دکتر صلواتی در زمان ریاست دانشگاه بسیار ناموفق عمل کرده است. مراسم تودیع و معارفه یکشنبه مورخه ی ۲۷/۲/۱۳۸۸ ساعت 16 هفته جاری برگزار خواهد شد.به دلیل مسافرت دکتر خدابخش رییس منطقه دو دانشگاه آزاد اسلامی جناب دکتر بهروز صالح پور دبیر منطقه دو دانشگاه آزاد اسلامی در مراسم تودیع و معارفه دکتر صلواتی و دکتر خان احمد زاده شرکت خواهد کرد .
( بازتاب آنلاین)


