افتخار آفرینی امیرپاکدل تمامی ندارد!
امیر پاکدل، مدیر وبلاگ های « پیام آوران صلح و دوستی مهاباد» و «دل نوشته های امیر پاکدل» توانست در مسابقه مقاله نویسی ایام ا... دهه مبارک فجر رتبه برتر مسابقات فرهنگی فجر 88 را از آن خود کند. امیر پاکدل جهت نشر فرهنگ انقلابی ایرانی- اسلامی مقاله خود را برای استفاده عموم مردم جهان ارائه می دهد؛ استفاده از این مقاله با ذکر منبع بلامانع است:
موضوع مقاله
بررسی چگونگی تحقق دستاوردهای فرهنگی در انقلاب اسلامی ایران
چکیده
انقلاب اسلامی، یك انقلاب فرهنگی است: شكلگیری انقلاب، ناشی از تحول و رشد فرهنگی جامعه و رویآوردن اقشار مختلف به ویژه قشر جوان و فرهنگی جامعه به ارزشهای اسلامی بوده و آرمان اصلی انقلاب هم، تحققجامعهای نمونه و برخوردار از شاخصهای رشد و تعالی انسانی و اسلامی است. پایهگذار انقلاب اسلامی امامخمینی (ره) «فرهنگ» را اساس ملیت و استقلال یك ملت دانسته و تخریب فرهنگی جامعه توسط رژیم پهلوی را، یكی از بزرگ ترین آسیبهای آن دوران بر شمرده و جبران آن را دشوارتر از جبران خرابیهای مادی می دانسته اند.
بنابراین، نمیتوان تردید داشت كه یكی از برجستهترین اهداف بلندِ انقلاب اسلامی، اصلاح فرهنگ جامعه و فراهمكردن زمینههای رشد و تعالی فرهنگی بوده است، اكنون این پرسش مطرح است كه در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب، این هدف تا چه حدی تحقق یافته و اساساً انقلاب و نظام برخاسته از آن توانسته است انتظار جدید رادر این باب برآورده سازد یا نه؟
اظهارنظرها و تحلیلهای نقادانهای كه گاه وضعیت فرهنگ را بدتر از زمان رژیم پهلوی نشان میدهد، به این پرسش دامن میزند و تردید و نگرانی جامعه به خصوص جوانان دغدغهمند را در باب توفیق فرهنگی انقلاب تشدید میسازد.
واژگان کلیدی: انقلاب اسلامی ، فرهنگ، امام خمینی (ره)
مقدمه
دهه فجر هر سال فرصتی است تا عملکرد نظام جمهوری اسلامی ایران و دستاوردهای انقلاب اسلامی مورد ارزیابی قرار گیرد، این دستاوردها در عرصه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، علمی و اقتصادی قابل ارزیابی است. هرچند فراز و نشیب های زیادی فراروی حرکت پرشتاب انقلاب اسلامی بوده است ولی دستاوردهای بزرگی در هریک از عرصه های مختلف حاصل شده است که پرداختن به آن ها در مجال این نوشتار نمی باشد.
نهضت اسلامي ايران در دهه پنجاه با هدايت امامخميني(ره) به عنوان يك رهبر ديني مطلع از ظرفيتها و قابليتهاي تشكلهاي سياسي و مذهبي آن دوره كه مردم گردانندگان اصلي آن بودند، سرانجام در 22 بهمن ماه سال 57 پيروز شد.
انقلاب اسلامي ايران پديدهاي بينظير در ميان حركتها و انقلابهاي بزرگ دنيا به شمار ميآيد، عظمت اين حركت انقلابي و شكوه حضور يكپارچه مردم براي پيريزي يك نظام الهي، پيشبيني تمام سردمداران و قدرتهاي جهاني و منطقهاي را بر هم زد و آنان را مجبور به كرنش در مقابل انقلاب اسلامي ايران كرد.
اين حركت بزرگ انقلابي و سياسي همانند ساير انقلابهای طول تاريخ با نيت و هدف برهم زدن وضع موجود و نيل به وضع مطلوب به وقوع پيوست. انقلابيون مسلمان ايران با ترسيم فردايي بهتر تمام شرايط سخت و ناملايمات اين نهضت را تحمل كردند.
پيروزي انقلاب اسلامي در ايران كه شالوده حركت خود را بر مكتب اسلام و مبناي خويش را حركت تحولآفرين حسينبنعلي(ع) قرار داده بود، با وجود رهبري آگاه ، فقيه ، مجاهد و حضور پرشور مردمي با اراده و عزمي راسخ، در شرايطي رخ داد كه نظريهپردازان، نقش دين و مكتب را در وقوع انقلابها در آن دوره منكر شده و يا به حداقل رسانده بودند بنابراين پيروزي این انقلاب را ميتوان شگرفترين دستاورد انقلاب اسلامي ايران برشمرد.
طرح مسئله
از موضوعاتی که همواره دارای اهمیت فراوان بوده و هست، نگاه مجدد به انقلاب اسلامی است؛ بدین معنا که انقلاب اسلامی برای رسیدن به چه اهدافی ایجاد شد و آیا پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همه اهداف مورد نظر و ایده های مطلوب، حاصل شد یا خیر؟ گفتنی است که بحث های این گونه، شناخت ما را نسبت به بنیان و اساس انقلاب اسلامی افزایش داده و می کوشد با طرح آسیب ها، موانع و خطرات، وضعیت آینده و وظایف ما را نسبت به آن ترسیم نماید. عده ای معتقدند که انقلاب اسلامی در شعارها و آرمان های خود مخصوصاً در حوزه فرهنگ نتوانسته است دستاوردهایی داشته باشد، به عبارت دیگر؛ علی رغم این که آرمان هایی در حوزه فرهنگ داشته است اما در مرحله عمل تاکنون نتوانسته نسبت به گذشته و نسبت به شعارها و ادعاهایی که سرداده، دستاوردهایی داشته باشد و فرهنگ در جمهوری اسلامی، همان فرهنگ غربی و شاهنشاهی گذشته است. با توجه به این که مفاهیم و واژه هایی همچون «آرمان» و «دست آوردها» بحثشان گذشت به اصل مسئله یعنی دستاوردهای فرهنگی می پردازیم.
هویت، کیان و قوام هر قوم، وابسته به فرهنگ و تمدن آن است و ابراز وجود نمودن مقتدرانه هر ملت در عرصه جهانی و بین المللی، در گرو استقلال، بالندگی و غنای فرهنگی است. فرهنگ ملت ایران علی رغم غنا و ریشه دار بودن آن، در نیم قرن پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و در نتیجه وابستگی به بیگانگان و غرب زدگی شدید و خودباختگی دولت مردان، آسیب های جدی دید. وضعیتی که اگر خیزش انقلابی و نهضت اسلامی به آن پایان نمی داد، فرهنگ ایرانی را با خطر اضمحلال و بی هویتی کامل مواجه می ساخت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فرهنگ ایرانی، جهانی تازه یافت و از نابسامانی های آن تا حدود زیادی کاسته شد.
راجع به فرهنگ تعریف های زیادی ارائه شده است که تعریف مورد نظر ما همان تعریفی است که شورای عالی انقلاب فرهنگی، مفهوم فرهنگ را به معنای «بینش و منش هویت دهنده انسان در حوزه زندگی اجتماعی تعریف می کند و از آن به عنوان فرآورده عالی ذهن و فرآیند پیچیده و پیشرفته فکر آدمی تحت تأثیر علل و عوامل درونی و بیرونی که در تمامی کارکردها و مظاهر مادی و معنوی حیات وی تجلی می یابد و کلیت هم یافته و به هم پیوسته و از باورها و فضایل و ارزش ها، آرمان ها، دانش ها، هنرها و فنون، آداب و اعمال جامعه» سخن می گوید.
بخش فرهنگ دامنه شمول وسیعی از فعالیت ها را در برمی گیرد به صورتی که می توان آن ها را به چند بخش عمده ی فرهنگ و هنر، تربیت بدنی، اطلاعات و ارتباطات جمعی، جهان گردی، جوانان و زنان تقسیم کرد، در عین حال دو بخش جوانان و زنان کارکردی فرابخشی نیز دارند. مجموعه فعالیت هایی که این بخش ها را شکل می دهد شامل اموری مانند: کتاب و کتاب خوانی، اداره کتابخانه های عمومی و مراکز فرهنگی و هنری، میراث فرهنگی، توریسم، موسیقی، تئاتر، رسانه های جمعی، فعالیت های دینی، برگزاری اردوهای ورزشی و مسابقات داخلی و خارجی و ... است.
مهم ترین آرمان های فرهنگی که مردم ایران از طریق انقلاب اسلامی به دنبال آن بودند عبارتند از:
1- ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی براساس ایمان و تقوا و احیای ارزش های دینی، اخلاقی، معنوی و ایمانی، و مبارزه با مظاهر فساد و تباهی
2- به کمال رسیدن قوای خلاق و شایسته وجود آدمی در همه شئون و به فعالیت درآمدن استعدادهای خدادادی و استحصال دفاین عقول و ذخایر وجود انسان
3- آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی تا حد خودکفایی کشور
4- ایجاد فرهنگ صحیح نظام اداری و حذف تشکیلات غیرضروری و دست و پاگیر از طریق فرهنگ و ارشاد اسلامی
زیباترین تجلی انقلاب اسلامی، امواج فرهنگی آن بوده است که ریشه در اعماق باورها و ارزش های این مردم داشت که شعار و آرمان اصلی آنان نیز «بازگشت به خویشتن» بوده است که می توان از آن به عنوان دستاورد ملموس فرهنگی انقلاب اسلامی یاد کرد. با توجه به اصالت انقلاب اسلامی که دارای هویت و ماهیت فرهنگی و ارزشی است، به بعضی از عناوین دستاوردهای انقلاب اسلامی اشاره می گردد:
· یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی خشکانیدن ریشه های لامذهبی و بی دینی، بی حجابی زنان و بی غیرتی مردان در پوشش لباس های مستهجن و ضداخلاقی، روابط بی بندوبار زنان و مردان، اختلاط زنان و مردان و برهنگی در کنار دریا و اماکن که به صورت یک اپیدمی فراگیر در جوامع قبل از انقلاب رونق داشت؛ انقلاب اسلامی باعث شد که دیدگاه مردم دگرگون شده و ارزش های دوران طاغوت نیز به کل از نظر مردم مؤمن و انقلابی کشور مطرود گشته و به ضدارزش تبدیل شود.
· توسعه و تقویت آموزش در ابعاد مختلف، از دیگر دستاوردهای انقلاب اسلامی محسوب می شود. توسعه مقاطع تحصیلی، توسعه مدارس فنی و حرفه ای، افزایش نرخ پوشش تحصیلی، ارتقای نرخ گذار تحصیلی، افزایش قبولی دانش آموزان، افزایش فضاهای آموزشی و کاهش تراکم دانش آموزان در کلاس، توسعه مؤسسات پژوهشی و ... از جمله موارد دستاوردها محسوب خواهد شد.
· یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران، احیای شأن و منزلت معنوی زنان و دختران است در حالی که زنان در دوران رژیم پهلوی از این شأن برخوردار نبودند. چرا که نگرش رژیم پهلوی به زنان و دختران نگرش مادی، منفعت طلبانه و لذت جویانه بوده و دلیل بر این ادعا، سیاست استفاده ابزاری رژیم از زن و وسیله قرار دادن او برای شهوترانی مردان عیاش بود و همچنین زن وسیله ای برای کسب پول و ثروت تلقی می شد، در واقع عملاً زن موجودی درجه دوم و فرعی و صرفاً برای مرد بود؛ بنابراین با وقوع انقلاب اسلامی، ایجاد روحیه شجاعت، فداکاری، شهیدپروری و ... در بین زنان این مرز و بوم گسترده شد و آنان را از موجود ضعیف و ترسو و گرفتار ظاهر و لباس و آرایش، به انسان هایی شجاع و فداکار و فعال تبدیل کرد، که امروز ما شاهد افزایش حضور دختران و زنان در مراکز علمی و پژوهشی هستیم. از طرفی جمهوری اسلامی با حمایت ویژه از زنان در امور مختلف فردی، خانوادگی و اجتماعی همانند تساوی با مرد در برابر قانون و تأمین حقوق همه جانبه، تساوی با مرد از نظر حمایت قانونی، تضمین حقوق کلی و همه جانبه زن در قانون اساسی، جرم بودن عدم پرداخت نفقه، الزام مردان به ثبت ازدواج و طلاق در دفاتر اسناد رسمی، استفاده بانوان از معذوریت خدمتی در دوران بارداری، حمایت از زنان و دختران بی سرپرست، اصلاح مقررات مربوط به طلاق، محاسبه مهریه به نرخ روز و خدمت نیمه وقت بانوان، توانسته زن را به جایگاه اصلی خود برگرداند.
· صدور انقلاب و جهانی شدن آن نیز به عنوان یکی دیگر از دستاوردهای انقلاب اسلامی محسوب می شود،گرچه از ابتدای انقلاب اسلامی، صدور آن به عنوان یکی از اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی از سوی رهبر کبیر انقلاب و سایر مسئولین بلندپایه نظام عنوان گردید: «ما انقلاب را به تمام جهان صادر می کنیم، چرا که انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لا اله الا ا... و محمد رسول ا... بر تمام جهان طنین نیفکنده، مبارزه هست و تا مبارزه در هر کجای جهان علیه مستکبران هست، ما هستیم».
· از دیگر دستاوردهای فرهنگی می توان به احداث دانشکده های علوم قرآنی و دارالقرآن ها، تأسیس شبکه تلویزیونی قرآن و رادیو معارف، توسعه و رشد برنامه های معنوی مانند برگزاری هرساله مراسم اعتکاف با حضور انبوه جوانان، برگزاری نماز جمعه در شهرهای بزرگ و کوچک کشور، تحول همه جانبه در کتب درسی، انتشار ده ها عنوان مجله در عرصه های مختلف علمی و فرهنگی، انتشار روزنامه های متعدد به صورت مکتوب و الکترونیکی با گرایش های دینی و معنوی اقشار گوناگون جامعه به ویژه در زندان ها.
شناخت خطرها
از مهمترین موانع و آفاتی که در عرصه فرهنگ همچون سدی مانع اجرای کامل اهداف فرهنگی انقلاب اسلامی گردیده و از رسیدن به اهداف فرهنگی که همان اهداف اصلی انقلاب بوده سخن به میان می آوریم:
1- انقلاب اسلامی براساس محوریت فرهنگ اسلام پدید آمده که با دمیدن معنویت به پیکر جامعه، حرکتی رو به جلو و کمال جو پدید آورد، بنابراین هرگونه خدشه بر ارزش های فرهنگی و بازگشت به ارزش های گذشته(که در حقیقت برای حکومت اسلامی ضد ارزشند) آفتی بزرگ از درون بر پیکر انقلاب اسلامی خواهد بود. میکروب رجعت که با غفلت از ارزش ها و اصول فرهنگی انقلاب و قرار گرفتن در حیطه فرهنگ طاغوتی بروز می نماید و از انقلاب پوسته ای بدون محتوا و هویت اسلامی باقی خواهد گذاشت.
2- طی نمودن مسیر تکامل در جوامع انقلابی، دارا بودن افراد آگاه، بصیر، هوشیار و آینده نگر می باشد که هدایت فرهنگی را به عهده می گیرند، اگر در رأس هرم فکری و فرهنگی انقلاب افرادی واقع گردند که نسبت به فرهنگ خودی بی تفاوت و در مقابل فرهنگ بیگانه منفعل باشند، زمینه های انحراف و آسیب به انقلاب فراهم می آید.
3- انقلاب اسلامی براساس مکتب اسلام به پیروزی رسید و اسلام ناب محمدی(ص) را جایگزین اسلام آمریکایی و ابوسفیانی نمود، بنابراین با توجه به تمامی ابعاد، نیازها، کشش احکام اسلامی، توجه به زمان و مکان و اقتضائات دیگر باید احکام و قوانین اسلام را تبیین نمود و مراکز علمی نیز می بایست پاسخ لازم را برای تأمین نیازهای اجتماعی و حکومتی ارائه دهند در غیر این صورت برداشت های محدونگر، متحجرانه و ... آفتی جدی بر انقلاب و ناکارآمدی آن خواهد بود.
4- یکی از ارکان اصلی انقلاب اسلامی که در پیروزی آن و دوران دفاع مقدس و همچنین در تداوم انقلاب نقش دارد نسل جوان می باشد که مظهر صفا، پاکی، طهارت و ... است؛ از این رو سستی در تربیت و دادن بینش و آگاهی به این نسل، آسیب جدی را بر انقلاب وارد خواهد نمود؛ از دیگر آسیب ها می توان به جدایی مراکز علمی دینی، دانشگاهی و حاکم نشدن ارزش های اسلامی در تمامی عرصه ها، گسترش فرهنگ تملق و چاپلوسی، غفلت از تهاجم فرهنگی و ... اشاره کرد.
در پایان، ذکر این نکته را نیز یادآور می شود که مهم ترین عنصری که می تواند جلوی آسیب پذیری فرهنگی انقلاب اسلامی ایران را بگیرد و مهار کند، ایجاد «حس مسئولیت پذیریِ» همه آحاد جامعه جهت نقش پذیری افراد در پیشگیری از آسیب های جدی است که انقلاب اسلامی و نظام اسلامی را تهدید می کند.
«و آخر دعوینا أن الحمدلله رب العالمین»
منابع
1- متفکر شهید مرتضی مطهری، 1387، آینده انقلاب اسلامی ایران، تهران، انتشارات صدرا
2- 1384، انقلاب اسلامی ایران و ریشه های آن
3- راضیه رحیمی، 1386، http://www.ksabz.net
4- روزنامه کیهان، 22آذر 1370
5- خبرگزاری آفتاب، 1385، http://aftab.ir
6- علی ذوعلم، 1386، http://www.kanoonandisheh.com
جوانان و دانشجویان بیشتر دقت نمایند
نقش تعیین کننده جوانان در سرنوشت جوامع مختلف و تحولات و جهت گیری هایی که این جوامع در طول حیات اجتماعی شان پیدا می کنند انکار ناپذیر است. قرآن کریم نیز از نقش جوانان و تأثیر نیروی فیاض جوانی در به وجود آوردن وقایع بزرگ تاریخی به صراحت سخن گفته است. داستان ابراهیم و نمرود، یوسف و زلیخا، موسی و دختران شعیب، داود و جالوت، لقمان و فرزندش، مریم و عیسی، اصحاب کهف و … به خوبی ارزش نیروی جوانی را در مقابله با شیطان درون و برون انسان و مقاومت و پایمردی در برابر طاغوت ها، کجی ها، انحرافات و بحران های مختلف تبیین و تشریح کرده است.
سیره عملی پیامبر اسلام (ص) و علی (ع) نشان می دهد که توجه به جوان به عنوان نسل تأثیرگذار، پر تحرک و نوخاسته، هیچ گاه نباید دستخوش فراموشی گردد؛ زیرا بیش از هر قشر و گروهی، جوانان مخاطبان وحی و عدالت خواهی اسلام بوده اند.
به مدد جوانان بود که دین با جامعه در تقویم تاریخ، پیوندی جاودانه و زوال ناپذیر حاصل کرد و بر سرنوشت ملت ایران تأثیر نهاد.
این مقاله به بررسی آرا و اندیشه های امام راحل (ره) در باره جوانان می پردازد.
امام خمینی (ره) با آگاهی به این سرمایه معنوی، آن را در خدمت به اسلام و واژگونی رژیم شاهنشاهی به کار گرفت و از هر فرصتی در جهت تعالی و تکامل روح و اندیشه جوانان استفاده کرد. وی از همان آغاز رهبری در سال 1342 اعلام کرد، با اتکال به قدرت خدا و اعتماد به جوانان که در آن هنگام کودکان گهواره ای بودند، به مصاف با دشمنان دین خدا خواهد رفت. امام (ره) در سال 57 که انقلاب پیروز شد و پس از آن در دوران دفاع مقدس و جنگ تحمیلی با به کار گیری و بسیج جوانان و حضور پر شور آنان توانست اسلام و ایران را از نابودی نجات دهد.
توصیه به خودسازی و تزکیه نفس در جوانان، به اقتضای سرنوشت و طبع جوانی اهمیت بیشتری پیدا می کند. امام امت (ره) با نیازهای فکری، علمی، مادی و معنوی جوانان به خوبی آشنا بود و به همین جهت جایگاه آنان را دیوار به دیوار ملکوت و قدسیان می دید، چون قلب جوان نکته یاب است و حق پذیر. ایشان در تفسیر سوره حمد به ظرافت این معنی اشاره دارند که: «شما جوان ها بهتر می توانید تهذیب نفس کنید. شما به ملکوت نزدیکتر هستید از پیرها! در شما ریشه های فساد کمتر است، رشدش کمتر است… هزاران جوان اصلاح می شوند و یک پیر [اصلاح] نمی شود.» این نکته بر کسی پوشیده نیست که اساس و بنیان رسیدن همه واصلان به منازل عالی انسانی و سیر و سلوک، در دوره جوانی فراهم آمده است، حتی شخص امام (ره) با یاد کرد مشایخ بزرگوارش در عرفان و اخلاق همچون مرحوم "میرزا محمد علی شاه آبادی" و "میرزا جواد ملکی تبریزی" اشاره می فرماید از همان آغاز جوانی شیفته جمال و کمال هستی بوده و در این راه از هیچ کوششی فروگذار نکرده است. نامه هایی که از آن عزیز سفر کرده در دست ما است به روشنی عنایت و توجه ایشان را به سالکان جوان و جستجوگران حقیقت مشخص می کند؛ «عزیزم! از جوانی به اندازه ای که باقی است استفاده کن که در پیری همه چیز از دست می رود، حتی توجه به آخرت و خدای تعالی… در جوانی که قدرت بیشتری داری به مجاهدت برخیز و از غیر دوست جل و علا بگریز و پیوند خود را هر چه بیشتر اگر پیوند داری محکم تر کن و اگر خدای نخواسته نداری تحصیل کن و در تقویتش همت گمار که هیچ موجودی جز او جل و اعلا سزاوار نیست.»
امام خمینی در جوانان این مرز و بوم عزت خواهی را یک واقعیت انکار ناپذیر می دانست و از این رو تداوم دو شعار محوری و تعیین کننده یعنی "استقلال" و "آزادی" را در گام های بلند آنان ممکن تلقی نمود. از این رو ملت ما و به خصوص جوانان برای تحقق این شعارهای کلیدی در اعتلای جمهوری اسلامی از هیچ کوششی فروگذار نکرده و بر سر آن با هیچ قیمتی و قدرتی معامله و مسامحه نکردند. امام خمینی (ره) همواره نگران آتیه و آینده جوانان این کشور بود تا مبادا جوانانی که با کوله باری از عشق و فداکاری روزگار می گذرانند در ورطه غرور و خودبینی سقوط کنند و خویشتن را از نور توحید و تقوا بی بهره سازند. شیطان و نفس اماره هر کس و جماعتی را به راه های گوناگون به خودپرستی می کشاند، مغرور گشتن آن دسته از جوانان کم بهره از معرفت و خودآگاهی و تاریخ، پدیده ای اجتناب ناپذیر است که روشن گری خیرخواهانه و شفاف را می طلبد. لذا وقتی جوانان ما می بینند امام راحل در عین حال که جهاد و استقامت شگفت انگیز آنان را در مصاف با شیطان درون و برون می ستاید و از این که آنان در گرداب جهل و غرور قربانی شوند نیز نگران است، احساس داشتن پدری مهربان و دلسوز را که برای سعادت فرزندانش تلاش می کند دارند. آنجا که می فرماید: «توجه کنید که غرور در پیروزی ها و شهرت ها در قلب شما رخنه نکند، که این مرض نفسانی از دام های شیطانی است که بندگان خدا را از توجه به او باز می دارد و از مکاید نفس اماره باسوء است که انسان ها را به شکر و عبودیت بت ها و خصوصاً مادر بت ها که بت نفس است می کشاند.» 
آرا و نظریات ایشان درباره جوانان در مراحل مختلف پیروزی انقلاب در دو محور قابل ذکر است:
الف: پیش از پیروزی انقلاب
قبل از پیروزی انقلاب و در مبارزه با رژیم ستمشاهی: امام خمینی در پیروزی انقلاب سهم اساسی و مهمی برای جوانان قائل بودند. در قسمتی از بیانات ایشان در این رابطه آمده است: «همت والای شما جوانان بود که ما پیروز شدیم و ریشه فساد را از ایران تا حدودی درآوردیم. این شما جوانان بودید که با فداکاری اسلام را از دست اجانب و دشمنان نجات دادید و شما هستید که باید با وحدت کلمه و قدرت، اسلام را از دست این اشخاص خیانت کار نجات دهید.»
و در جای دیگر می فرمایند: «عامل پیروزی، نیروی اسلام بود، نیروی ایمان جوانان به اسلام و خدای تبارک و تعالی بود و توجه به مقصد واحد که آن اسلام و جمهوری اسلام و احکام اسلام بود.»
ب: پس از پیروزی انقلاب
1- آبادانی مملکت و ساختن ایران اسلامی به دست جوانان: نقش دیگر جوانان از نظر امام خمینی، نقش این قشر پس از پیروزی انقلاب بود. در این باره امام می فرمایند: «ماباید زحمت بکشیم تا این نیروی جوانی که طاغوت آن ها را منحرف کرده است را باز متحول کنیم و به صورت یک انسان کامل، یک انسان اسلامی یک انسانی که برای کشور خودش مفید است درآوریم». همچنین فرمودند: «به نیروی شما جوان ها باید این مملکت اصلاح بشود».
2- ضرورت حضور دائمی جوانان متعهد در صحنه: امام همواره بر این نکته تأکید داشتند که همان گونه که انقلاب با همت جوانان پیروز شده، این جوانان باید در صحنه های مختلف حضور فعال داشته باشند. ایشان در جایی می فرمایند: «همان طوری که تا کنون با شور و شعف کارها را پیش بردید، از این به بعد هم باید برای سازندگی ایران همت کنید و نگذارید این نهضت خاموش شود. با همت والای شما جوانان ایرانی باید اشخاص متنور و اشخاص امین و صادق و متعهد به اسلام و وفادار به ایران در مجلس مؤسسان و مجلس شورا بروند.»
3- تربیت جوانان: با توجه به اهمیت زیاد تعلیم و تربیت جوانان در نظر امام خمینی، ایشان به این موضوع تأکید داشتند و می فرمودند: «تربیت جوانان باید اسلامی و با توجه به مسایل روز باشد. ما مأموریم این جوان هایی را که دست ما هستند و با آن ها رابطه داریم، این ها را تربیت اسلامی، تربیت دینی و متوجه به مسایل روز کنیم. این جوان هایی که در آتیه باید این مملکت را حفظ کنند، این مملکت را اداره بکنند، این ها باید درست تربیت بشوند و اصلاح بشوند. این تحولی که در جوان های ما، در انسان ها، آن هایی که متعهد هستند پیدا شده است، اهمیتش بیشتر از آن تحولی است که در مملکت پیدا شده است.»
4- ایستادگی در مقابل غرب: امام (ره) دراین باره می فرمایند: «جوانان ما از غرب نترسند و اراده کنند در مقابل غرب قیام کنند ، دانشمندان ما نترسند از غرب، اساتید دانشگاه ما نترسند از غرب و جوانان ما نترسند و اراده کنند و در مقابل غرب قیام کنند و شرق اراده کند که در مقابل غرب قیام کند. آن هایی که می خواستند ما را غارت کنند، در طول تاریخ و در طول این پنجاه و چند سال، کوشش کردند که جوان های ما را بی تفاوت بار بیاورند. گمان نکنند جوان های ما که هر چه هست در غرب است و خودشان چیزی ندارند!»
5- افشاگری جوانان: نقش دیگر جوانان درایت و قدرت افشاگری آنها بود امام(ره) در این مورد می فرمودند: «بر شما جوانان ارزنده اسلام که مایه امید مسلمین هستید، لازم می باشد که ملت ها را آگاه سازید، و نقشه های شوم و خانمان سوز استعمارگران را بر ملا نمایید. بر شما جوانان روشنفکر است که از پا ننشینید تا خواب رفته ها را از این خواب مرگ بار برانگیزانید، و با فاش کردن خیانت ها و جنایت های استعمارگران و پیروان بی فرهنگ آن ها، غفلت زده ها را آگاه نمایید. شما نسل جوان موظف هستید غرب زده ها را از خواب بیدار کنید و فجایع حکومت های ضد انسانی آن ها و اعمال آن ها را بر ملا نمایید.»
مهم تر از همه این موارد حضرت امام به خودسازی و تهذیب نفس در ایام جوانی تأکید بسیار داشتند. ذکر پاره ای از سخنان ایشان در این باره اهمیت موضوع را بیشتر روشن می کند: «باید جوانان ما بدانند تا معنویت و عقیده به توحید و معاد در کسی نباشد، محال است از خود بگذرد و در فکر امت باشد. اسلام آن قدر که به تهذیب این بچه های ما و جوان های ما کوشش دارد، به هیچ چیز کوشش ندارد. از حالا که جوان هستید و قوای جوانی محفوظ است، جدیت کنید به این که هوای نفس را از نفس خودتان خارج کنید. "بهار توبه" ایام جوانی است، که بار گناهان کمتر و کدورت قلبی و ظلمت باطنی ناقص تر و شرایط توبه سهل تر و آسان تر است.
در پایان قسمت هایی از سخنان امام عزیزمان را خطاب به جوانان ذکر می کنیم: 
«شما جوانان تحصیل کرده در هر جا هستید وظایف خطیری دارید، وظیفه دفاع از اسلام که به عهده هر فرد مسلم است، وظیفه دفاع از میهن و استقلال آن، وظیفه شناساندن اسلام بزرگ به جوامع بشری، بکوشید و خود به احکام اسلام عمل کنید و دیگران را وادار به عمل کنید و پرده های ضخیمی که کج روان بر چهره نورانی اسلام افکنده اند را برطرف کنید. باید اشخاص و طلاب جوان که مشغول به تحصیل هستند،علاوه بر تحصیل، بروند و تبلیغ کنند.»
«از جوانان، دختران و پسران، میخواهم كه استقلال و آزادی و ارزش های انسانی را، ولو با تحمل زحمت و رنج، فدای تجملات و عشرت ها و بی بند و باری ها و حضور در مراكز فحشا كه از طرف غرب و عمال بیوطن به شما عرضه میشود، نكنند؛ كه آنان چنان چه تجربه نشان داده جز تباهی شما و اغفالتان از سرنوشت كشورتان و چاپیدن ذخایر شما و به بند استعمار و ننگ وابستگی كشیدنتان و مصرفی نمودن ملت و كشورتان به چیز دیگر فكر نمیكنند؛ و میخواهند با این وسایل و امثال آن شما را عقبمانده، و به اصطلاح آنان "نیمه وحشی" نگه دارند.
"روحش شاد و يادش گرامي"
(کانون اندیشه جوان)
بدون پول و مسکن و ... ، ازدواج دانشجویی؟
آقا نکن این کارو !!
این روزها بازار تبلیغات برای ازدواج دانشجویی در دانشگاه ها دوباره گرم شده است، قبلاً خودم مقاله ای تحت عنوان "ازدواج دانشجویی، معضل یا راهکار ..!؟" را نوشته بودم، این بار مقاله ی دوست عزیزی به نام آقای فواد شمس را در وبلاگم قرار داده ام تا شما دانشجویان جوان و ازدواج نکرده و آرزو به دل مانده "مثل خودم!!" بخوانید و کمی چشم و گوشتان باز شود و برای مقداری پول و پله به عنوان وام ازدواج دانشجویی و سکه بهار آزاد ی و ... خودتان را تا اطلاع ثانوی بدبخت نکنید! ... البته من در اولین فرصت حتماً ازدواج خواهم کرد و مقاله های من و آقای شمس نافی امر ازدواج طبق سنت حسنه پیامبر اکرم (ص) نیست؛ و حالا این شما و این مقاله ای از آقای "فواد شمس" که به راستی از دل نوشته هایم است:
"من قصد ازدواج ندارم مي خواهم ادامه تحصيل دهم" اين جمله شايد کليشه اي ترين جمله اي باشد که اين روزها در محيط های دانشجويي معمولاً دختران دانشجو در مقابل پيشنهادات احتمالي پسران دانشجو مي دهند. اين جمله تبديل به يک جوک و به طنز در محافل دانشجويي و دوستانه شده است. اما در پس پرده اين جمله کليشه اي و تا حدي طنزآلود واقعيتي پنهان شده که بايد رمز گشايي شود. اگر براي پسران دانشجو دانشگاه آمدن راهي براي سربازي نرفتن است براي دختران دانشجو دانشگاه آمدن راهي براي نرفتن به خانه شوهر است. ازدواج دانشجويي و جديد، عشق هاي دانشجويي تبديل به پديده هايي جدي اجتماعي و فرهنگي شده است که داراي ابعاد مختلفي است. اين پديده بايد به صورت موشکافانه مورد بررسي قرار گيرد. دانشگاه همچون هر محيط اجتماعي و فرهنگي ديگر علاوه بر کارکردهاي اصلي اش که همانا توليد و بازتوليد و تبادل علم و دانش روز است، داراي کارکردهاي جانبي ديگري هم مي باشد. شايد يافتن همسر مناسب زندگي يکي از کارکردهاي جذاب و مورد توجه محيط هاي دانشجويي ما باشد که بايد سويی هاي مختلف مثبت و منفي آن را مورد موشکافي قرار دهيم.
در واقع ازدواج از طريق پيوند عاطفي، رواني و جسماني بين زن و مرد به عنوان عناصر اصلي تشکيل دهنده نهاد خانواده برقرار مي شود و اشتراک منافع، عقايد، سازماندهي، هدفمندي و برنامه ريزي را طلب مي کند تا به صورت ازدواجي موفق جلوه گر شود. دانشگاه هم يک محيط به نسبت خوب و سالم براي يافتن و تأمين اين نياز طبيعي انسان ها است.
ازدواج موفق در فرهنگ هاي مختلف تعابير متفاوتي دارد. اما آن چه درتمام نظام هاي عقيدتي و فرهنگي دنيا به عنوان مهمترين خصيصه ازدواج موفق ذکر مي شود آن است که پيوند سالم و ازدواج زنده، تداوم در تفکر طرفين را به همراه خواهد داشت. بدان صورت که با توجه به خواسته ها، انتظارات و نيازهاي خود و درنظر گرفتن هنجارهاي جامعه به آنچه معقول و منطقي است دست يابند.
آنچه که براي يک ازدواج زنده، حياتي تلقي مي شود، طرز فکر يکسان و ديدگاه مشترک بين افراد است. طرز فکر هريک از ما با توجه به سن، نوع فرهنگ وسطح تحصيلات رسمي يا غير رسمي مان شکل مي گيرد. مشابه بودن سطح تحصيلات دردانشجويان به علت نزديک بودن ميزان بهره هوشي و شيوه نگرش آن ها به محيط پيرامون، به شيوه اي معمولي يا انتزاعي مي تواند به موفقيت يک ازدواج کمک مي کند. در واقع يکي از عوامل منفي در ازدواج هاي غيردانشجويي فاصله سطح تحصيلات زوجين است که موجب بروز اختلاف در سبک زندگي شان مي شود که معمولاً زوج هاي دانشجو اين مشکل را کمتر دارند. اما در کنار آن چون در کشور ما تجانس فرهنگي بسيار کم ديده مي شود مشکل ديگري به نام عدم تجانس فرهنگي در ميان برخي از زوج هاي دانشجو که معمولاً از شهرها و قوميت هاي مختلف در دانشگاه هاي بزرگ تحصيل مي کنند ديده مي شود. زيرا علي رغم فرهنگ اصلي و کليت يافته ايراني، خرده فرهنگ هاي فراواني را در شهرها، مناطق، روستاها و محلات متفاوت مشاهده مي کنيم که با وجود تداخل فرهنگ ها و گستردگي ارتباطات، هنوز به قوت خود باقي است. به عنوان مثال قوم کُرد در منطقه غربي کشور تجمع يافته و قوم تُرک در شمال و شمال غرب کشور; اما علي رغم همسايگي مکاني و نزديکي جغرافيايي، از لحاظ رسوم، عقايد و سنت ها و طرز تلقي مفاهيم متعدد مثل خانواده، خواستگاري، مراسم عروسي و عزا، خوب و بد و... با هم بسيار متفاوت به نظر مي رسند. به احتمال قوي ازدواج بين يک دانشجوي کُرد با يک دانشجوي تُرک با توجه به اين عوامل داراي مشکلات خاص خود است.
دانشجوياني که با فرهنگ هاي متفاوت و تجارب گوناگون تصميم به ازدواج مي گيرند بايد به طور جدي متوجه پيشينه خانوادگي و فرهنگي مختلف و احتمالاً متناقض با شرايط طرف مقابل خود باشند. اين بهترين راه براي پيشگيري از وضعيتي است که زوج جوان با مراجعه به مراکز مشاوره اظهارمي دارند: "همسرم مرا درک نمي کند!" گاهي برخي جوانان در ابتدا متوجه تفاوت هاي خود به لحاظ خانوادگي، شخصيتي، عقيدتي و... با مورد انتخاب شده خود هستند اما به دليل علاقه کورکورانه، که فقط از روي احساس بدون پايه عقلي و منطقي ايجاد شده، با ساده انديشي گمان مي کنند مي توانند تفاوت ها را در سايه "عشق" تنها به اشتراک تبديل کنند. علاقه و محبت براي تداوم يک زندگي مشترک عامل اصلي و پايه اساسي تلقي مي شود اما منطقي تر آن است که عشق را مکمل ازدواج بدانيم نه عامل آن. احساسات شديد و عواطف رقيق جوان، گاه او را به سمتي مي خواند که تنها ملاک انتخاب خود را در چند برخورد کلاسي و دانشگاهي و علاقه اي که در اثر همجواري ايجاد شده خلاصه مي کند. حال آن که عادات ديداري، با عشق، تفاوت هاي اساسي و اصولي دارد. آن هم عشقي که لازمه يک زندگي موفق زناشويي است.
دانشجويان عزيز مثلاً عاشق! توجه کنيد بايد به اين سوال واقعي تر جواب دهيد! تصور مي کنيد تا چه حد مي توانيد از خصوصيات اخلاقي، خانوادگي، فرهنگي و رفتاري همکلاسي يا هم دانشگاهي خود اطلاع حاصل کنيد؟ با توجه به اين که انسان ها موجودات پيچيده اي هستند و توانايي تظاهر و نقش بازي کردن را نيز دارند. شايد به سبب همين توانايي، اغلب اوقات رفتار انسان غيرقابل پيش بيني است و به طور طبيعي هر يک از ما در جمع، سعي مي کنيم خصوصيات منفي خود را پنهان کرده، چهره اي منطقي، آرام و دوست داشتني از شخصيت خود به نمايش بگذاريم. آيا چند برخورد و يا رد و بدل کردن چند کتاب و جزوه و نهايتاً تحقيقي مشترک (که به شدت بعيد مي نمايد) امکان شناخت زواياي تاريک شخصيتي و رفتاري طرف مقابل را به شما خواهد داد؟ مي دانيد که بسياري از اوقات ريشه رفتارهايمان حتي براي خود ما روشن نيست. اين همان چيزي است که در اصطلاح به بخش ناخودآگاه و خاطرات سرکوب شده ما مرتبط مي شود.
از قديم گفته اند که شکم گرسنه عاشقي نمي شناسد; اما گويا دانشجويان عزيز از اين امر مستثنی هستند. دانشجوياني که حتي گاهي براي تأمين شام شبشان محتاج هستند به راحتي عاشق مي شوند. اکثر دانشجويان از استقلال مالي برخوردار نبوده و به جهت طولاني شدن مدت تحصيل، ميزان وابستگي مالي واستفاده ازامکانات خانواده تا سنين بالا ادامه يافته و نسبت به قبل طولاني شده است. در حالي که در گذشته فرزندان به سرعت وارد بازار کار شده ودرآمد مستقل مالي کسب مي کردند. گرچه کار و تحصيل منافاتي باهم ندارند اما با شرايط زندگي امروزه، اجباراً تحصيل علم بدون کار يا شغل مناسب برگزيده مي شود. حتي پس از اتمام تحصيل نيز ضمانتي مبني بر دستيابي به يک شغل مناسب وهمسو با تحصيلات وجود ندارد. لازم نيست شروع يک زندگي همراه با رفاه باشد اما حداقل برخورداري ازتأمين مالي و نداشتن دغدغه ونگراني براي امرار معاش در حد متعادل، شرط لازم تلقي مي شود.
با توجه به تمام اين موارد توصيه اکيد دوستانه مي کنم که به همان جمله کليشه اي تان پناه ببريد و فعلاً قصد ازدواج نداشته باشيد و تا اطلاع ثانوي ادامه تحصيل بدهيد. چون قطعاً دانشگاه از سرباز خانه و خانه شوهر جاي بهتر و راحت تري است. مطمئن باشيد اولين کسي که در دانشگاه ديده ايد و خيال کرده ايد دوستش داريد و عاشق اش هستيد قطعاً آخرين نفر نخواهد بود. اين چند سال زندگي دانشجويي آن چنان بالا و پایين دارد که به اين راحتي ها قابل پيش بيني نيست. اما يک عمر زندگي کردن با يک نفر که قرار است همسر و همدم شما باشد بايد امري پيش بيني پذير باشد. در واقع عاشق شدن عين مشروط شدن در دانشگاه است. چيزي در حد سر آدم به سنگ خوردن. پس بهتر است براي اين که در يک عمر زندگي مشروط نشويد يعني سرتان به سنگ نخورد، به صورت "مشروط" عاشق شويد.
(مردم سالاری)
راستی مگه شهر ما هم کتابخانه داره؟! ... 
هفته کتاب فرصتی است تا موضوعاتی همچون کتاب، کتابخانه، کتابداری و اطلاع رسانی مطرح شود تا اقشار مختلف مردم بیشتر با این موضوعات مأنوس و مألوف شده و فضایی فرهنگی توأم با معنویت ایجاد شود.
از این رو بر آن شدم تا گزارشی از وضعیت کتابخانه های عمومی مهاباد تهیه کنم.اولین کتابخانه عمومی شهرستان مهاباد در سال 1350 تحت عنوان کتابخانه عمومی ، تأسیس شد که در سال 1359 به کتابخانه عمومی شیخ شلتوت تغییر نام یافت و تا امروز از روند رو به رشدی برخوردار بوده است.
در سال 1372 کتابخانه مذکور به ساختمان تازه تأسیس مجتمع فرهنگی و هنری منتقل گردید و تحت عنوان کتابخانه عمومی مجتمع فرهنگی- هنری به فعالیت ادامه داد و در محل ساختمان قدیم آن، ساختمانی جدید بنا و در بهمن ماه سال 1377 با مجموعه ای جدید افتتاح شد. در حال حاضر 2 باب کتابخانه عمومی تحت عناوین (کتابخانه مجتمع فرهنگی هنری و شیخ شلتوت) با داشتن مجموعه ای غنی و پرسنلی کارآمد از کتابخانه های موفق در سطح استان آذربایجان غربی به شمار می آید.
کتابخانه عمومی شیخ شلتوت مساحتی در حدود دو هزار متر مربع و زیربنای هزار و صدمتر مربع را به خود اختصاص داده و حدود 8000 عنوان کتاب در 11000 نسخه ، 45 عنوان مجله و 2 عنوان روزنامه را در خود جای داده است. این کتابخانه دارای یک سالن مطالعه ( برای خواهران و برادران به صورت نوبتی و سه روز در میان) و یک مخزن برای نگهداری کتاب ها، مرجع کودکان و نوجوانان، نشریات و کتب درسی می باشد البته نمایه نشریات با 000/400 عنوان مقاله، امانت بین کتابخانه ای، اینترنت پر سرعت، جستجوی آنلاین، بخش سمعی- بصری و طرح درخواست کتاب برای اعضا از دیگر امکانات کتابخانه به شمار می رود که به وسیله 1نفر کارشناس کتابداری و 2 نفر مهندس کامپیوتر و 1 نفر نیروی خدماتی در دو شیفت صبح و بعدازظهر اداره می شود.
کتابخانه مجتمع فرهنگی- هنری نیز با مساحت ششصد متر مربع در ساختمان مجتمع فرهنگی و هنری مهاباد قرار گرفته و 13000 عنوان کتاب در 19000 نسخه، 45 عنوان مجله و 2 عنوان روزنامه را در خود دارد. این کتابخانه نیز دارای یک سالن مطالعه و یک مخزن کتاب می باشد و از نظر سطح امکانات تقریباً در سطح کتابخانه شیخ شلتوت است؛ یک باب کتابخانه نیز با زیر بنای 805 مترمربع با پیشرفت بیش از 60 درصد در حال احداث می باشد.
در مجموع هر دو کتابخانه عمومی مهاباد بیش از 90 عنوان نشریه فارسی دریافت می کنند که به صورت فصل نامه، ماهنامه، هفته نامه و روزنامه از طریق اداره تهیه و توزیع کتب و نشریات دبیرخانه هیأت امنای کتابخانه های عمومی کشور انتخاب، خریداری و ارسال می گردد. تعداد اعضای فعال کتابخانه ها 3800 نفر است که از این تعداد 1050 نفر در هفته کتاب و به صورت رایگان عضو شده اند. کتابخانه های عمومی مهاباد از مراکز فعال استان می باشند که سالیانه به طور متوسط یکصد هزار نفر مراجعه کننده خدمات کتابداری و اطلاع رسانی ارائه می نمایند.

رحیم رمضانی، رئیس اداره کتابخانه های عمومی مهاباد، در مصاحبه با امیر پاکدل گفت:
« سیاست جدید ما افزایش سرانه مطالعه مفید در بین افراد جامعه است و برای رسیدن به این مطلوب افزایش منابع، افزایش اعضا و افزایش فضاهای مطالعه در صدر برنامه های ما قرار دارد. در این میان با افزایش منابع در کتابخانه ها با کمبود سالن های مطالعه روبه رو خواهیم شد که برای رفع این مشکل در آخرین جلسه انجمن کتابخانه های عمومی شهرستان مهاباد طرح ساخت 2 باب قرائت خانه در نقاط پر جمعیت شهر مطرح شد که إن شاء ا... به زودی ساخت آن از سوی شورای شهر و شهرداری آغاز خواهد شد.»
وی همچنین مهمترین مشکلات کتابخانه ها را کمبود فضای لازم برای منابع و کتب، عدم هم خوانی منابع و درخواست اعضا و عدم توجه مسئولین دیگر ادارات به بهبود وضعیت کتابخانه ها عنوان کرد و اظهار داشت: « البته از ابتدای سال 88 طرح «کتاب من» در 11 استان کشور به صورت آزمایشی به اجرا درآمده است و در این طرحِ هدفمند، کتاب های درخواستی از سوی اعضا توسط مسئول کتابخانه و از طریق اینترنت به نهاد کتابخانه ها اعلام شده و پس از خریداری و ارسال به کتابخانه با عضو درخواست کننده تماس گرفته و کتاب در اختیار وی قرار می گیرد؛ البته دانشگاه ها می توانند طرحی را به تصویب برسانند که هر دانشجو در هنگام ثبت نام عضو کتابخانه عمومی شود و هنگام فارغ التحصیلی برگه تسویه حساب وی از سوی کتابخانه امضا شود، همچنان که در برخی از مناطق کشور از این روش استفاده کرده و نتایج مطلوبی حاصل شده است.»
رمضانی همچنین تصریح کرد: «سیستم رایانه ای هم اکنون راه اندازی شده و کلیه منابع کتابخانه وارد برنامه نمایه کامپیوتر شده و اعضا و مراجعین بالاخص دانشجویان و پژوهشگران می توانند در کمترین زمان ممکن هر نوع اطلاعاتی را در رابطه با موضوع مورد نظر به دست آورند و خوشبختانه استقبال خوبی هم از آن به عمل آمده است.»
رئیس اداره کتابخانه های عمومی شهرستان مهاباد در پایان سخنانش گفت: « نحوه استقبال مردم از کتابخانه نسبتاً خوب است و بیشترین قشر مراجعه کننده را دانش آموزان و دانشجویان تشکیل می دهند و سعی ما بر این است تا بتوانیم فرهنگ کتابخوانی را در بین اقشار دیگر جامعه نیز گسترش دهیم. به خانواده ها توصیه می کنیم تا نسبت به مطالعه و کتابخوانی فرزندانشان را تشویق نموده و حتماً در سبد هزینه خانواده جایی برای خرید کتاب باقی بگذارند، در ضمن معلمان مدرسه نیز موظفند تا دانش آموزان را به فعالیت های غیردرسی وادارند».
با سلام خدمت دوستان عزیزم، باید به عرض برسانم که وبلاگ دیگری به مدیریت بنده و با عنوان (پیام آوران صلح و دوستی مهاباد) که متعلق به کانون دانشجویی هلال احمر دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد می باشد، با یاری خداوند متعال مقام سوم کشوری را در میان دانشگاهیان عضو هلال احمر سراسر کشور در مسابقه وبلاگ نویسی رقابت مهر ۸۸ به دست آورد،از راهنمایی های برخی از دوستان از جمله استاد شفیع بهرامیان (کارشناسی ارشد ارتباطات و جامعه شناسی) و سلیمان چینه ور (دبیر کانون دانشجویی هلال احمر دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد) تشکر می نمایم و این موفقیت را از جانب ایشان می دانم.
جهت مشاهده وبلاگ سوم کشور (پیام آوران صلح و دوستی مهاباد) اینجا کلیک نمایید. در ضمن می توانید جهت مشاهده خبر مربوط به این موفقیت در خبرگزاری آنا اینجا، جهت مشاهده این خبر در سایت باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران (ایسکانیوز) اینجا، جهت مشاهده این خبر در سایت صدا و سیمای مرکز مهاباد اینجا، جهت مشاهده این خبر در سایت خبری تحلیلی روژنیوز اینجا و برای مشاهده این خبر بر روی سایت روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد اینجا کلیک نمایید.
امیر پاکدل - مدیر وبلاگ های " دل نوشته های امیر پاکدل" و " پیام آوران صلح و دوستی مهاباد"
در طی چند سالی که در عرصه های مختلف فرهنگی فعالیت داشته ام همیشه به این موضوع فکر کرده و می کنم که وجدان یعنی چه؟ ... چرا بعضی های خود را خیلی با وجدان جلوه می دهند و دیگران را بی وجدان و بی چشم و رو خطاب می کنند؟ چرا بعضی ها به دلیل غرایض شخصی با دیگران لج می افتند؟ و آن ها را تهدید به ترور شخصیت در اینترنت و دنیای مجازی می کنند؟ چرا فکر نمی کنند که مرگی هم پی رو داریم و قیامتی؟!
با کمال شگفتی عنوان می دارم که من به خود افتخار می کنم که همیشه به فکر دیگران بوده ام.... تا آبرو و حیثیتشان را به باد ندهم ... و فقط به دلیل عنوان حقیقت محض .... نه چیز دیگر! مجبور بوده ام که برخی از مسایل را بازگو کنم، هر چند برای بعضی ها و اطرافیانشان و نوکر و نوچه هایشان خوش نیاید .... و این امر باعث شود تا بعضی ها ضمن بازی با آبروی افراد، به مراجعی شکایت کنند و بخواهند که وصله هایی بچسبانند ... و فقط خدا علیم و داناست و از نیات پلیدشان خبردار است و آن ها را نقش بر آب می کند.
خراب کردن و ترور شخصیت آسان است ولی ما در ازای آن همه بی حرمتی چیزی به آن ها نگفته ایم جز این که قضاوت با خوانندگان وبلاگ دل نوشته های امیر پاکدل است، اگر هم حرفی دارید بگویید ... بگویید ولی زیرآب نزنید.... خودتان می دانید که شما را می گویم که به نزد چه کسانی نرفتید ولی .... افسوس خوردید و حرص!!
و حالا هم روزهایتان همان کابوسی است که مدتی قبل در شب و در هنگام خواب می دیدید ... بیشتر از این حرفی ندارم چون نه اعتقاد من این اجازه را می دهد و نه حریم مقدس ارتباطات در جهان امروز مجال توهین به کسی را نمی دهد و فقط به این جمله بسنده می کنم که اگر خیلی کارتان درست بود که از صحنه به در نمی شدید!!


